دهاتي: به به ... چقدر اين مسئولين محترم به فكر جوانان بودند و ما خبر نداشتيم! جارچي: چطور مگه دهاتي جان؟! دهاتي: مگه نمي بيني هر روز در مورد اشتغال جوانان و مشكل مسكن و ازدواج آنان چه سخنراني ها و سخن فرسايي ها مي شود، خوب ديگر مسئولين به فكر جوانان هستند و فكرشان يه جوري مشغول اين مسئله است و به كوري چشم دشمنان غاصب، خلاصه در اين مملكت به جوانان نيز بها داده شد و همه به فكر افتادند كه مغزها را براي خودشان نگه دارند. اميدواريم فكرشان خراب نشود. جارچي: دهاتي جان يا واقعاً دلت خوش است و يا خودت را به خوشي زده اي، مگر نمي داني اين روزها بحث انتخابات مطرح است و فقط حضور جوانان است كه اين انتخابات را پررنگتر مي كند، حالا بعضي ها! مي خواهند از اين ساده دلي و يكرنگي جوانان استفاده كنند و آنها را با اين شعارها و وعده ها به سمت خود جذب كنند تا از حمايتشان بهره ببرند. اين ديگر براي هر دوره از انتخابات عادي شده، ولي بعد از انتخابات همان آش است و همان كاسه ... دهاتي: وا... من مي دانم، ولي خواستم اين بار به اين مسئله خوش بين باشم، شايد اين بار وعده هايشان حقيقت داشته باشد. جارچي: ما هم اميدواريم، چون اين بار ديگر واقعاً شعارهاي آنچناني مي دهند. دهاتي: شعار كه تا دلت بخواهد، به قول ظريفي كه مي گفت: اي كاش براي خالي بستن هم ماليات مي بستند و از هر دروغ به اندازه ي شاخ دار بودنش ماليات مي گرفتند، آنوقت ديگر كسي وعده هاي اينچناني و شعارهاي آنچناني نمي داد. جارچي: فعلاً كه در كشور ما اين جور شعارها يارانه اختصاصي دارد و كسي در فكر پيگيري اين شعارها نيست، مردم نيز ديگر عادت كرده اند و زياد دلخوش به شعارهاي انتخاباتي نيستند و اگر هم در انتخابات شركت مي كنند، فقط براي اين است كه دهان استكبار جهاني! را گل بگيرند. دهاتي: خوب ما هم عَلَي الحساب براي تمامي حزب ها و خالي بندها يك 50 درصد ي ماليات مي بنديم تا حساب كار خود را داشته باشند و زيپ ها را كمي سفت كنند... البته براي اصلاح طلبان بابت بعضي از مسائل ....؟ يك يارانه اي هم در نظر مي گيريم كه اميدواريم به گوشه قباي كسي برنخورد، ... اصلاح طلبند ديگر ...