دهاتی:این خبر رسانی هم عجب حکایتی دارد...
جارچی :چه شده دهاتی جان ، باز مشکلی پیش آمده ؟
دهاتی : مشکل نه جان من ، خدا نکند مشکلی پیش بیایید . اما چند روز پیش من خبری در یکی از روزنامه های گیلان ،به نقل از اطلاعات انتظامی شهرستان رشت،در مورد یکی از سفره خانه های استان (که اتفاقا در نزدیکی منزلمان است) خواندم و این باعث شده در مورد حکایت خبر رسانی اندیشه کنم.
جارچی:مگر در آن خبر چه چبزی نوشته شده بود ؟
دهاتی:راستش در آن خبر آمده بود که سفره خانه مذکور (و با درج آدرس آن) در یکی از عملیات های مامورین انتظامی شهرستان رشت ،به علت "عدم رعایت شئونات اخلاقی" پلمپ گردیده است .
جارچی :خوب این کجایش مشکل دارد که تو را به فکر فرو برده ، هر کسی که بخواهد شئونات اخلاقی و اسلامی را زیر پا بگذارد و با اعمال خود باعث گسترش منکرات شود ، باید با او چنین برخوردی گردد تا مایه عبرت دیگران شود . اتفاقا من این کار را بسیار پسندیده می دانم و معتقدم با هر کسی که اعتقاد های دینی ما را زیر سوال می برد باید بدتر از این هم برخورد شود....
دهاتی:یواش جارچی جان . سر گاز را کمی شل کن ما هم به تو برسیم . مگر من گفتم برخورد با این نوع مراکز بد است. مسئله چیز دیگرست.
جارچی:مسئله چیست؟
دهاتی:وا... منزل خود ما در نزدیکی آن سفره خانه است و من خود بارها شاهد حضور بچه ناب هایی بودم که از گوشه کنار سرشان روغن چکه می کرد و لاستیک ماشین بابا جان را در آن دست اندازهای خیابان های اطراف می ترکاندند. اما جالب اینجاست که وقتی من این خبر را خواندم و در حال آفرین گفتن به برادران نیروی انتظامی( که زحمت پلمپ کردن این مکان را کشیدند) بودم، به سمت منزل حرکت کردم. ولی وقتی به جلوی در این سفره خانه رسیدم چشمانم از تعجب باز مانده بود.
جارچی : مگر چطور پلمپش کرده بودند که تعجب کردی؟
دهاتی : وا.. هر جور پلمپش می کردند من تعجب نمی کردم مشکل اینجا بود که این سفره خانه نه تنها پلمپ نبود بلکه چهار طاق باز، داشت از مشتریان همیشگی پذیرایی می کرد و من متعجب شدم و گفتم شاید روزنامه من قدیمی بوده و این خبر مال گذشته است برای همین به تاریخ روزنامه نگاه کردم دیدم نه جانم روزنامه مال همان روز صبح است و از انتشار خبر هنوز چند ساعتی نگذشته.....
جارچی:عجب این در فکر فرو رفتن هم دارد حالا نتیجه اش چی شد؟
دهاتی: عرضم به خدمت انور شما که من نیز آن دور ورها نتیجه ای پیدا نکردم شاید نتیجه اش در داخل سفره خانه بود ، که من استغفرالله پایم را در مکانی که به جهت "عدم رعایت شئونات اخلاقی" پلمپ شده بگذارم. اما من برداشت هایی کردم که شاید دور از حقیقت نباشد.
جارچی :چه برداشت هایی؟
دهاتی :برداشت اول اینکه شاید اصل این خبر کذب بوده و روزنامه ها زبانم لال ،خدای ناکرده، نشر اکاذیب می کنند.
برداشت دوم اینکه شاید در فاصله همان چند ساعت جریمه ها پرداخت شد و تنبیه ها انجام پذیرفت و سفر خانه مذکور از لوس وجود "عدم رعایت شئونات اخلاقی" پاک شده و دوباره مجوز فعالیت گرفت. البته چطورش را به فکر جن هم نمی رسد.
برداشت سوم اینکه شاید اینها همه اش خواب بوده و بنده حقیر باز در خواب دچار کابوسهای "عدم رعایت شئونات اخلاقی" شدم.
برداشت چهارم نیز اینکه شاید دستهای پنهانی از برره در این میان از طریق کیوون برره ای پول زور گرفتند و هیچ ربطی هم به کسی دیگر ندارد .
و برداشت آخر هم اینکه ..پلمپ هم پلمپ های قدیم....