تبليغاتX
فرصتی برای اندیشیدن - ای گیلان ... ای هلو ... ای شفتالو...
یادداشت های شخصی من

دهاتی:شنیده ای که قراراست "برق منطقه ای گیلان" را منحل کرده و از این پس "برق منطقه ای مازنداران" زحمت نگهداری صنعت برق گیلان را بکشند.
جارچی:بله" دهاتی" جان کار حتی به تصویب و شورای نگهبان هم رسیده بود ،مثل اینکه بعضی ها می خواهند شرکت برق منطقه ای ما، با پنجاه سال سابقه ،جیره خور سفره مازندران شود.
دهاتی:دست این نمایند های ما در مجلس درد نکند که اینطور از حق گیلانی ها دفاع کردند ، حتما به نفع گیلان است که وابسته استان مازندران باشد و روابط دوستی ما با آنها تحکیم شود وگرنه این عزیزان که هرگز فکری جز پیشرفت و بقای استان گیلان ندارند (یکی می گفت بعضی ها خوابشان برده بود، گفتم مگر می شود آنها خوابشان ببرد تازه اگر خوابشان هم برده باشد به جهت فعالیت زیاد در خدمت رسانی و گرفتن حق وحقوق مردم بوده ولاغیر ....)
جارچی:تا جایی که ما می دانیم با تائید این کار فاتحه صنعت برق استان گیلان خوانده می شود و اگر "حاج محمد علی خان معینی" خدا بیامرز زنده بود با شنیدن این موضوع حتما سکته بالای "دویست و بیست ولتی" می کرد و دار فانی را وداع می گفت ،خدا را شکر که نبوده تا این روزها را ببیند،لابد حالا باید تنش در گور بلرزد . نمی دانم این حافظان حقوق گیلانی ها چرا چنین طرحی را قبول کردند، آنهایی که در شعار های خود گرفتن حق مردم یادشان نمی رفت ، در عمل تنها چیزی راکه به یاد نداشتند حق مردم بود .
دهاتی:پس از این به بعد اگر ما بخواهیم لامپ معابرمان را عوض کنیم ،باید تا مازندران برویم و با اینکه ما خود تولید کننده برق هستیم باید دست پر مهر آن مهرورزان را نگاه کنیم.
جارچی:کاش فقط تا همین حد بود ،باری به تعالی دیدی این عزیزان هوس کردند که به جهت سهلولت و تسریع در کار خدمات رسانی تجهیزات ما را هم به استان خودشان منتقل کنند و فقط دو رشته سیم، برای سوسوی صنعت برق گیلان برای ما بجا بگذارند و اگر روزی سد "سپید رود" را یک جا به مازندران انتقال دادند نباید زیاد تعجب کنیم.
دهاتی:هی چه بگویم جارچی جان ، چند وقتی است که گیلان ، گوشت قربانی این محفل شده و هر کسی با چشمهای طمع به گوشه ای از این استان و صنعت آن چشم دوخته  است .خبر های دیگری هم به گوش می رسد، بر فرض مثال شنیده ایم نماینده اردبیل ، که خود تازه استان شده، توهم استان گشاییش گل کرده و در صدد وصله دادن آستارا به استان اردبیل می باشد ولی من از همین جا بگویم ای" آرتا" این برایت وصله ناجوری هست ، چشمت را درویش کن.
جارچی:کاش فقط همین بود ، بعضی از اعضای شورای شهر لوشان هم شیطنت شان گل کرده و آرزوی وصال با قزوین را دارند ،بعضی ها هم می خواهند در توالش برای خودشان استان تاسیس کنند ، حالا این وسط گیلان شده گوشت قربانی این محفل و هر کسی یک قسمت از آن را می کشد می ترسم گیلان تاب این همه کش آمدن را نداشته باشد و آخرش پاره شود .
دهاتی :مردم فهمیم گیلان سالها خاموش بودند و در مقابل عقب ماندگی ها و بی توجه ای مسئولان زبان به شکایت نگشودند ، شاید که مسئولین با خیال فارغ تری بتوانند حق این مردم مظلوم را بگیرند . اما مثل اینکه سکوت چاره ساز نیست .من از همین جا بگویم ای مردم گیلان اگر به همین منوال بگذرد تا چند وقت دیگر ،استانی به نام استان گیلان وجود ندارد تا حالا که سر و ته گیلان مدعی پیدا کرده و رگهای برق گیلان در حال دیالیزی شدن است ، دور از انتظار نیست اگر روزی رشت هم برای خودش صاحبی پیدا کند و اگر به جهت فهیم بودن ،ما شاهد پاره پاره شدن استانمان هستیم ، فهیم بودن بس است . خیلی ها گمان کرده اند سکوت به معنای رضایت است و با سکوت ما ادعای آنها بیشتر می شود.
جارچی:بله این مسئولیت بر دوش نمایندگان این مردم است که حق اجحاف شده گیلان را باز ستانند و مردم هم باید نارضایتی خود را به گوش مسئولین برسانند تا طمع ورزان به خاک عزیز "میرزاکوچک" از خواب شیرین بیدار شوند .
دهاتی: امیدوارم که مسئولین به فکر حفظ موقعیت استان باشند وگرنه باید بگویم ای گیلان ... ای هلو... ای شفتالو ... ای گوشت قربونی تو داری چوب سر سبزی زمین هایت و فهیم بودن مردمت را می خوری ،خدایت بیامرزد....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/03ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط  متفکر  |