تبليغاتX
فرصتی برای اندیشیدن - حل مشکلات مسکن،بیکاری و آلودگی هوا!!!
یادداشت های شخصی من

دهاتی :بابا ای ول این خارجی ها ی غربی عجب مخی دارند...
جارچی:چه عجب تو یک بار از اون، به قول خودت، ازخدا بی خبر های کافر تعریف کردی ، ببینم مگر چه چیز تازه ای کشف کرده اند که تو را اینطور به تحسین واداشته ؟
دهاتی :من همیشه گفتم تا جایی که امکان دارد باید از طرحهای خوب آن از خدا بی خبر های کافر استفاده کنیم و وقتی دیگر چیزی نماند که از آنها یاد بگیرم مشت محکمی بر دهانشان بکوبیم. دیروز داشتم توی اینترنت می چرخیدم یک دفعه یک خبر در مورد طرح پیشنهادی شهردار شهر" بيريتيبا میریم" واقع در حومه شهر" سائوپولو" برزيل خواندم که تحسین من را بر انگیخت و گفتم اگر در کشور ما هم از این طر حها اجرا شود خیلی از مشکلات جامعه حل خواهد شد ...
جارچی:خوب حالا طرح پیشنهادی این شهردار عالی قدر چی بوده که اینقدر حمایتش می کنی؟
دهاتی:تو جارچی ما باشی در شهر این آقا، جناب حضرت عزرائیل فعالیت زیادی داشته و آدم زیاد می مرده برای همین قبرستان شهر داشت پر می شد . این آقا هم می بیند که با این اوصاف باید مرده هایشان را در حیاط خانه هایشان دفن کنند ، برای همین دستور داد که برای شادی روح جمیع اموات یک قبرستان جدید احداث کنند.
جارچی:خوب این کجایش طرح خارق العاده ای بوده که تو این همه لی لی به لالایش می گذاشتی ؟ما توی کشور خومان ،خدا را هزار مرتبه شکر ،اینقدر قبرستان داریم که تا سالها از کمک های خارجی بی نیاز خواهیم بود ، تازه اگر کشوری هم بخواهد، ما حاضر به پذیرش اموات آنها هستیم به شرطی که بعضی چیز ها را بپذیرند!
دهاتی:جارچی جان عجله نکن تا بگویم ، تا اینجایش را که هر شهردار تازه به دوران رسیده ای انجام می دهد. اما این شهردار محترم ومبتکر، از آنجایی که قبرستان شهر دیگر ظرفیتش کامل شده بود و هنوز قبرستان جدید نیز آماده نشده بود با یک مشکل بزرگ روبرو بود . آنها نمی دانستند که مردگان محترم و عزیز را تا زمان آماده شدن قبرستان جدید در کجا نگهداری کنند و ظرفیت سرد خانه های شهر هم جوابگوی خیل عظیم اصحاب موت کرده، نبود ،حالا اگر تو بودی چی کار می کردی؟
جارچی:وا... نمی دانم ، مسئله خیلی بغرنجی است.
دهاتی:برای هیمن می گویم که فکر این خارجی های از خدا بی خبر، گاهی خوب کار می کند و ما به جای اینکه بشینیم این همه مشت بکوبیم، گاهی هم از طرحهای آنها استفاده کنیم.
جارچی:خوب حالا این آقای شهردار محترم چه طرحی را ارائه کرد؟
دهاتی :این آقای شهردار دستور اکید فرموده اند که تا اطلاع ثانوی هر نوع مرگ و میر از جمله خدادادی و خلق الهی ممنوع می باشد ، در ماده های اضافه هم هر گونه مرگ آنفولانزایی چه مرغی و غیر مرغیش ، انواع خودکشی با سلاح های سرد و گرم و خلاصه هر کاری را که منجر به خواندن غزل خدا حافظی شود را ممنوع اعلام کرد و گفت کسانی که این طرح ممنوعیت را رعایت نکنند مجازات خواهند شد. حالا ایشان با این طرحشان می توانند با خیال آسوده قبرستان خودشان را آماده کنند.
جارچی:بابا مگر مرگ دست خود آدم است که این بابا بخواهد آن را ممنوع کند ، این طرحش غیر عملیست ...
دهاتی:"جارچی" جان حرف من را گوش نمی کنی . بابا مگر ما قرار نشده از طرحهای خوب آنها استفاده کنیم و در مقابل طرحهای بدشان مشت محکمی بر دهانشان بکوبیم.
جارچی:خوب حق با شماست . حالا ما از این طرح در کجاها می توانیم استفاده کنیم؟
دهاتی :شاید مرگ در دست آدم نباشد ،اما چیز های دیگری را که در دست ما هست ، می توانیم ممنوع کنیم و در جاهای دیگری که ما مشکل داریم و دست توی کاران محترم نمی توانند به زودی آن مشکل را برطرف کنند ، این قانون ممنوعیت را بگذاریم.
جارچی:مثلا کجاها؟
دهاتی:بر فرض مثال من چند تا ماده وتبصره پیشنهادی دارم. ماده اول؛ در جهت رفع مشکل بیکاری جوانان عزیز جامعه و ایجاد شغل های گوناگون و فراوان، تا اطلاع ثانوی هر گونه دنبال کار گشتن ، چه دم درادارات و یا توی صفحات روزنامه ممنوع می باشد (تبصره ؛ اگر از طریق خویشاوندی و استفاده از بند «پ» باشد مشکلی نیست چون روابط دوستی و خویشاوندی باید پایدار بماند.)
ماده دوم ؛جهت کافی نبودن مسکن ، از این پس جوانانی که خانه ندارند ،تا اطلاع ثانوی دور ازدواج را خط بکشند( تبصره ؛جوانانی که خانواده هایشان نگهداری آنها را پس از ازدواج متعهد شوند شامل این قانون نمی شوند)
ماده سوم؛ به دلیل آلودگی هوا و تا پیدا کردن راهکار های جدید برای رفع آلودگی نفس کشیدن ممنوع می باشد! (تبصره - این یکی به دلیل حساسیت موضوع هیچ تبصره و بندی ندارد...)
بقیه ماده ها هم بماند برای فردا ما هم آدمیم مگر در یک روز چقدر از مشکللات مردم و مملکت را می توانیم حل کنیم...

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/29ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط  متفکر  |